محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

114

خلد برين ( فارسى )

سالكان مسالك اخلاصمندى و جان‌سپارى يكسان بود امراى عالى شان از آن خواب كلاه شادمانى بر آسمان انداخته زبان به تهنيت و مباركباد فتح آذربايجان گويا ساختند . و خاقان كشورستان چون گل شكفته و چون غنچه خندان از پاى قلعهء گلستان به صوب آذربايجان نقل مكان نمود . از غرايب اتفاقات آن كه مقارن توجه رايت ظفر آيت به صوب آن ولايت قاصدى از نزد شيخ محمد خليفه كه حسب الفرمان قضا جريان به جهت تحقيق احوال ارباب بغى و طغيان به جانب قراباغ رفته بود رسيده به موقف عرض رسانيد كه اميرزاده الوند با لشكرى افزون از چون و چند به عزم رزم سپاه ظفر پيوند از تبريز به نخجوان آمده و محمود قراجه را با فوجى از سپاه تركمان و لشكر آذربايجان به جانب گنجه فرستاده و فرمان داده كه از قوئين اولمى گذشته به بلاد شروان درآيد . و همچنين حسن بيك شكراوغلى را با حشرى از سپاه و لشكر مقرر كرده كه در گرمارود قراجه‌داغ دست جرأت به قتل و غارت گشايد . و چون خاقان سكندر صولت از كيد اعداى دين و دولت خبردار گرديد فسخ عزيمت تسخير قلعهء گلستان را بر ذمت خسروانه واجب و لازم گردانيد و پيشتر از آن كه اعلام فتح و ظفر به جانب آذربايجان روان شود حبش ميرزا را به بستن جسر بر معبر جواد فرمان داده به آن طرف فرستاد ، و خاقان بحر و بر با دريا دريا سپاه و لشكر بر اثر وى روان شده چون به كنار آب رسيد و جسر را بسته ديد از آن معبر با لشكر قيامت اثر گذشته متوجه دفع اعادى دين و